عاشقانه ها  

هیچوقت این حرف را قبول نداشته ام که می گفتند آدم ها یا ذاتا زرنگ هستد یاذاتا تنبل.چیزی که آدم ها را به دو دسته کاملا متفاوت تقسیم می کند چیزی نیست جز انگیزه.شاید بشود اسم دیگرش را امید،انرژی یا هدف گذاشت.چیزی شبیه به محرک.اینکه وقتی من تا اواخر ترم دو با کراهت دانشگاه می رفتم و نشستن سرکلاس ها برایم زجر آور بود.اما یک روز بهاری توی کلاس طبقه سوم دانشکده دچار یک حال عجیب شدم و توی یک روز دیگر پشت درب همان کلاس با لبخند یک نفر به قول احسان خواجه ا

ادامه مطلب  

سخنانی از شکسپیر  

من وقت را هدر دادم و اکنون اوست که مرا هدر می­دهد.ویلیام شکسپیر
 
ای جسارت! دوست من باش.ویلیام شکسپیر
 
دوستی نعمت گرانبهائی است ،خوشبختی رادوبرابر می کندوبه بدبختی تخفیف میدهد. ویلیام شکسپیر
 
اگر كسی را دوست داری رهایش كن سوی تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول برای تو نبوده . ویلیام شکسپیر
 
از بزرگی نترس؛ بعضی بزرگ زاده می­شوند، برخی بزرگی را به دست می­آورند و بعضی بزرگی را به دامانشان می­اندازند. ویلیام شکسپیر
 
آه که دروغ چه چهره زیب

ادامه مطلب  

اینجا به وقت محرم،امشب شب رقیس...  

 
"دارد زمان آمدنت دیر می شود"
کم کم سه ساله دخترکت پیر می شود
 
بر نی نشسته ای، به تو دستم نمی رسد
امّا نشسته ام که چه تقدیر می شود
 
وقتی بیای ای پدر آسمانی ام
رویای من کنار تو تعبیر می شود
 
با وضع حلق اصغر من زخم کاری
تیر و کمان حرمله تفسیر می شود
 
با این قد کمانی و این صورتم پدر
ایّام کودکی تو تصویر می شود
 
تا دست روی شانه ی دیوار می زنم
عمّه دچار حالت تغییر می شود
 
از دست زجر این لب من درد می کند
بوسیدن از لب تو زمانگیر می شود
 
........
+
مامور قبض

ادامه مطلب  

چه ساده گذشت از من..  

چه ساده گذشت از عشقش..
چه ساده گذشت از ان همه خاطرات خوب بد..
چه ساده گذشت از تمام لحطات از عشق مردن..
پس چه شد آن همه با هم بودن..
چه ساده گذشت و دوست داشت چون خاطره شدن..
تمام شب ها و روز هام یکی شدن..
تمام خانوادم انگار مردن..
چه ساده گذشت از آن بوسیدن های خیالی..
چه ساده گذشت از من..

ادامه مطلب  

بی شــ....ها به بهشت نمی روند  

بیشعوری
 

واقعیت دردناک آنست که در طول تاریخ مسبب بیشترین آسیب هایی که بشریت متحمل شده است آدم های بیشعور بوده اند و نه آدم های نادان . جنایتکاران بزرگ تاریخ همگی آدم هایی باهوش و سخت کوش بوده اند که حاصلضرب استعدادهای شخصی متعدد مثبت آنها با خودخواهی ، ...
موضوع کتاب بیشعوری در دوره معاصر است. (البته منظورش سال ۱۹۹۰ در امریکا است) نویسنده در مقدمه طولانی کتاب عنوان می کنه که بیشعور ها با نفوذ در اجتماع، سیاست، تجارت، دین و … تاثیر زیادی را در

ادامه مطلب  

غیرت...اسید...زمونه.....  

Khodaei bkhonid na bara like faghat bkhon koja darim miriiiim.... 
درتمامی جهان پخش شد،دخترفاحشه ایرانی بخاطرکمبودابزارخودارضائی بالامپ کارخودش راکردوکارش به بیمارستان کشید..
{یک لامپ صدوات نشان دادچقدرباغیرتیم}■ بخند■،،،
 
درصورت دخترانمان اسیدمی پاشندشبیه زامبی میشوند،فردایش جک های اسیدی شروع میشود..
《صورت دختری بخاطرعقده زشت میشود》●بخند●،،،
 
دختران چهارده ساله مابعدازمدرسه کلاس تقویتی برروی تختخواب دوست پسرشان میروند و مانندستاره های فیلم پورن ایفای ن

ادامه مطلب  

عشق؟  

 

 
لیلی Lili عزیزم،
آیا به خاطر می‎آوری که یک بار وقتی از تو خواهش کردم به من اجازه بوسیدن پایت را بدهی مرا دست‎انداختی! در این وقت تو به من گفتی: "برو، هانس Hanns، تو باید همیشه چیزهای ویژه بخواهی!"
حالا من یک بار دیگر چیز ویژه‎ای داشتم ــ و می‎خواهم آن را برایت تعریف کنم.
می‎دانی، من تابستان در ویزبادن Wiesbaden بودم. آنجا پالومیتا Palomita را شناختم؛ تو هم باید او را از طریق شعرهایم بشناسی.
پدر و مادرش آلمانی و ساکن بوینوس آیرس Buenos Ayres بودند و او برای د

ادامه مطلب  

خروس درون سبد.  

 
اینکه حضورش در شهر کوچک هیاهو بر پا خواهد ساخت را البته هانس اشتامفل Hans Stampfl فکر کرده بود. اما نمی‎توانست تصورش را بکند که به چه جار و جنجالی منجر می‎شود.
هانس اشتامفل در شهر کوچک هرگز دارای اهمیت مهمی نبود. مردم می‎دانستند که او همه چیزش را، آنچه که او آموخته و آنچه که او بود را به پدرخوانده‎اش، داروساز محترم ایگناتس مارسونر Ignaz Marsoner مدیون بود. او بعنوان چرخ پنجم گاری در خانه او رشد کرده بود. نیمه مستخدم و نیمه خویشاوند.
داروساز در این مور

ادامه مطلب  

جستو جو  

باز باید جست جویی کرد در سر درونباز باید لبهایی را زد به لبهایی برونباز باید دوخت چشم بر راهی شگرفباز باید منتظر نشست برای باریدن برف
هردمی از سکوت پیچ و تاب تاک ها می شود با ترانه بافت مو های  تورادر نسیم زندگانی زیستن مفهومی زه توستتو نسیمیم، تو نفس های  کودکی هایم انگار که شوقم  هنوزم در جستجوی توست
در کنار باغ های انگور قرمز می نشینم باز تا که از برایت آن شراب بهشتی را سازم مهیا ای عشق منمن درون چشم تو جام سبو دیده ام بس ناز من تورا در دشت

ادامه مطلب  

حضرت قاسم سلام الله علیه  

 





 






 
 
زندگینامه حضرت قاسم سلام الله علیه حضرت قاسم(ع) فرزند امام حسن مجتبی(ع) است و مادرش رَمله نام دارد. مرحوم شیخ مفید، سه نفر از فرزندان امام حسن(ع) را نام برده که در کربلا به شهادت رسیده‌اند که عبارتند از: قاسم، ابوبکر و عبدالله. و مرحوم محدث قمی فرزند دیگری بنام عبیدالله نیز یاد کرده است که او نیز در کربلا شهید شد. حضرت قاسم(ع) نوجوانی بود که هنوز به سن بلوغ نرسیده بود. او دو ساله بود که پدرش شهید شد و در مهد تربیت حسینی بزرگ شد و آن رو

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1